طبق رویه موجود میتوانید علیه مالکیت رسمی و کسی که از او مبایعهنامه عادی خریدهاید اقامه دعوا به خواست الزام به تنظیم سند کنید. اگر آنها فوت کرده باشند باید علیه ورثه آنها بهعنوان قائممقام قانونی ایشان طرح دعوا کند.
اگر طرح عقبنشینی بعد از مبایعهنامه به تصویب شهرداری رسیده باشد فروشنده مسئولیتی ندارد. اگر شرط بهصورت کلی بیانشده و مدتی برای آن تعیین نشده به نظر میرسد تا زمان تنظیم سند این شرط قابلاجرا است و بعدازآن ضرر بر عهده خریدار است.
شما هم میتوانید دعوای متقابل مطرح کنید و او را الزام به تنظیم سند و خسارت دیرکرد کنید. فروشنده میتواند بابت چک علیه شما اقامه دعوا کند زیرا عدم وصول چک ارتباطی با سند نزدن ندارد و رویه دادگاهها چنین دفاعی را نمیپذیرد اما نمیتواند بابت دیرکرد طبق قرارداد از شما مطالبه خسارت کند چون او به تعهدش در مقابل شما عملنکرده است فقط دیرکرد چک را میتواند مطالبه کند.
این دو معامله مستقل هستند و هر یک از طرفین آن متعهد به انجام تعهداتشان در مقابل یکدیگر میباشند. اما برای جلوگیری از پیچیدگی روابط قراردادی و خطرات ناشی ازاینگونه معاملات، بهتر است با تمهیداتی قرارداد اول بین پیش فروشنده و خریدار اقاله شود و پس از تسویهحساب، مبایعهنامه جدید بین پیشفروش و خریدار جدید بسته شود که بهترین شیوه است.
اقدام خریدار و فروشنده قطعاً غیراخلاقی است و اشکال شرعی دارد چون واسطه این آشنایی و ارتباط مشاور املاک بوده است و این عمل زرنگی محسوب نمیشود و مطابق شرع و وجدان نیست. اما شما بهعنوان مشاور املاک با جمعآوری قرائن و امارات و معرفی شهود میتوانید برای مطالبه حقالزحمه خود تا 20 میلیون تومان به شورای حل اختلاف و مازاد بر آن اگر باشد به دادگاه مراجعه کنید. هرچند برخی از قضات چنین دعاویی را رد میکنند زیرا برابر قانون تجارت زمانی که قرارداد بسته شد و به امضای طرفین برسد مشاور یا املاک مستحق حقالزحمه خود است. اما با توجه به شایع بودن اینگونه رفتارها بهتر است در چنین شرایطی از طرفین در پیشنویس مبایعهنامه امضاء بگیرد و اخذ کد رهگیری را به روز بعد موکول کنید نه اینکه هیچ قرارداد یا متنی را ننویسید و آنها بهروز بعد موکول کنید که میشود همین اتفاق ناخوشایند.
وقتی مبایعهنامه نوشتید کار تمام است و شما مالک هستید مگر اینکه اقساط پرداخت نشوند که در این صورت بانک یا مرجع وامدهنده که ملک در رهن او است بخواهد طلبش را از محل فروش ملک وصول کند. بنابراین بعد از فوت مادرتان ورثه نمیتوانند مدعی حقی شوند یا شکایت کلاهبرداری مصداق ندارد و به نتیجه خاصی نمیرسند.
ملاک تاریخ تنظیم مبایعهنامه است. بنابراین اگر مبایعهنامه آن شخص مقدم بر مبایعهنامه شما باشد میتواند پس از شکایت کیفری نسبت به ابطال سند رسمی هم اقدام کند و شما باید برای دریافت پولی که بابت خرید آن دادهاید و سایر خسارات به فروشنده رجوع کنید. ضمناً عدم پیگیری خریدار اول تأثیری در مالکیت وی ندارد.
قبل از هر چیز باید اشتباه خود را بپذیرید که ندانسته زیر آن نوشته را تائید و امضاء کردهاید. اما باید اشاره شود که فروشنده باید خریدار را به الزام به پرداخت وجه چک کند یا از حق فسخ مندرج در قرارداد استفاده کند به شرطی که در قرارداد شرط شده باشد. از مشاور املاک اگر شکایت کنید تقریباً بینتیجه است چون او مدعی است که من حسب توافق طرفین متن فوق را نوشتم و آنها در کمال صحت عقلی و اراده آزاد زیر آنها امضاء و اثرانگشت نمودهاند.
اگر قرارداد شرط فسخ پیشبینیشده باشد بله میتواند. و اثبات مذاکره تلفنی مبنی بر مهلت خواستن و قبول آن از سوی فروشنده کار مشکل و بیحاصلی است. ضمناً وجه التزام هم تعیینشده باشد باید از عهده آنهم برآیید.
اصلاً جرمی اتفاق نیفتاده تا بخواهد بابت کلاهبرداری شکایت کند ثانیاً اگر مبایعهنامه به نام شما و در اختیارتان است نگران نباشید چون دعوای شوهرتان بینتیجه خواهد بود مگر اینکه مدارک و مستندات معتبر و محکمی داشته باشد.
خریدار میتواند فروشنده را الزام به فک رهن و الزام به تنظیم سند و تحویل کاشانه نماید در غیر این صورت حق فسخ معامله را دارد.
اگر خیارات قانونی را ساقط نکرده باشید و در زمان معامله آگاه به قیمت واقعی زمین نبوده باشید از زمان اطلاع بهواسطه خیار غبن حق فسخ معامله را دارید. اما اگر زمین شما پس از معامله در بافت شهر قرارگرفته نمیتوانید ادعای غبن کنید اگر شما حق فسخ نداشته باشید، خریدار بابت کسری نمیتواند تقاضای استرداد مابهالتفاوت کند بلکه فقط حق فسخ بهواسطه کسری متراژ زمین دارد.
اگر چنین شرطی شود و آن را امضاء کنید در صورت کسری متراژ هیچوجهی به شما پرداخت نمیشود. مگر اینکه شرط شود در صورت کسری یا اضافه شدن متراژ برابر هر مترمربع فلان تومان میان طرفین محاسبه میشود. در هنگام انجام معامله کلمات و عبارتها را با دقت بخوانید وگرنه باید مدتها در راهروی دادگاهها بروید و برگردید و آخرش هم خسته و درمانده به نتیجه مطلوب نخواهید رسید. المومنون اوفو بالعهود
متأسفانه برخی مشاورین املاک آگاهانه یا ناآگاهانه چنین اقدامی را میکنند که بعضاً هم خودشان دچار مشکل میشوند و ممکن است علیه آنها در اتحادیه صنف مشاورین املاک شکایت شود. اما شما بهعنوان فروشنده و حتی خریدار نباید از دستگاه کارتخوان مشاور املاک استفاده کنید. برای فروشنده فوق ممکن است این خطر به وجود آید که چک برگشت زده شود و از آنطرف در قرارداد قیدشده نقداً آن را دریافت کرده پس فقط باید علیه مشاور املاک اقامه دعوا کند و تأثیری در استفاده فروشنده از حق فسخ ندارد مگر اینکه چنین شرطی در قرارداد پیشبینیشده باشد. توصیه ما این است که در موقع انجام معامله از خریدار بخواهید که ثمن معامله را در قالب چک تضمینشده و امضاء پشت آن ارائه کند. ضمن اینکه باید اصالت چک را از بانک استعلام کنید و بعد مبایعهنامه را امضاء کنید.
خیر. چون خودش مبایعهنامه شمارا امضاء کرده است و با این کار بهطور ضمنی از حق فسخ قرارداد اول گذشته و آن را ساقط کرده است. همچنین چون چک را پس از مبایعهنامه شما برگشت شده و ملک زود به شما انتقالیافته است دیگر نمیتواند از حق فسخ استفاده کند. مگر اینکه اولاً در قرارداد اول شرط عدم انتقال تا پاس شدن چکها پیشبینی میکرد و ثانیاً مبایعهنامه شمارا امضاء نمیزد. بنابراین شما مالک هستید و علیه هر دو آنها به خواسته الزام به تنظیم سند و تحویل کاشانه میتوانید اقامه دعوا کنید.